به گزارش سلامت نیوز تحول در آموزش علوم پزشکی طی دو دهه اخیر در بسیاری از کشورهای جهان از محیط های درمانی به سوی جامعه، خانواده و مراقبت های اولیه سلامت حرکت کرده است. نظام های سلامت دریافته اند که تربیت پزشک، ماما و سایر اعضای تیم سلامت صرفاً در مراکز درمانی امکان پذیر نیست و آموزش باید در محیط واقعی زندگی مردم و در بستر مراقبت های اولیه انجام شود.
در ایران نیز تکمیل و توسعه مراکز خدمات جامع سلامت آموزشی گامی مهم در راستای آموزش جامعه نگر، پاسخگویی اجتماعی و پیوند آموزش و ارائه خدمت محسوب میشود. معاونت های آموزشی و بهداشت وزارت بهداشت به صورت مشترک این برنامه را در دستور کار قرار داده اند.
در ابلاغ رسمی وزارت بهداشت تصریح شده است که این مراکز باید در «آموزش و توسعه مفاهیم و مهارت های مورد نیاز برای استقرار پزشکی خانواده و ارتقای سلامت همه جانبه» نقش مؤثری ایفا نمایند.
همین عبارت به تنهایی نشان میدهد که فلسفه وجودی این مراکز ارتباطی مستقیم با پزشکی خانواده، مراقبت های اولیه سلامت و نظام ارجاع دارد. از این رو، آشنایی نظری صرف با نظام سلامت برای راهبری این برنامه کافی نیست و تجربه عملی در ارائه خدمات سلامت در سطح اول، مدیریت فرایندهای مراقبت مستمر و شناخت نیازهای سلامت جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
نقش معاونت آموزشی در توسعه و تکمیل مراکز خدمات جامع سلامت آموزشی
معاونت آموزشی وزارت بهداشت متولی اصلی آموزش علوم پزشکی کشور است و موفقیت یا شکست این برنامه تا حد زیادی به عملکرد این معاونت وابسته خواهد بود.
مهمترین وظایف معاونت آموزشی در این حوزه عبارت اند از:
تدوین سیاست های آموزشی، طراحی برنامه های آموزش جامعه محور، تربیت اعضای هیأت علمی و مربیان، تدوین استانداردهای آموزشی، ارزشیابی و اعتباربخشی مراکز، پایش کیفیت آموزش، توسعه آموزش بین رشته ای، ایجاد هماهنگی میان آموزش و ارائه خدمت.
بنابراین معاونت آموزشی تنها یک نهاد پشتیبان نیست، بلکه نقش راهبردی و تعیین کننده در توسعه این مراکز دارد.
اما پرسش اساسی آن است که راهبری چنین برنامه ای مستلزم چه نوع شایستگی ها، تجارب و صلاحیت های حرفه ای است و مدیران این حوزه باید از چه پیشینه ای برخوردار باشند؟
فلسفه وجودی مراکز خدمات جامع سلامت آموزشی
این مراکز بر چهار پایه اصلی استوار هستند:
مراقبت های اولیه سلامت، پزشکی خانواده، نظام ارجاع و آموزش جامعه محور.
ترکیب این مؤلفه ها نشان میدهد که راهبری این مراکز نیازمند شناخت عمیق از فرایندهای مراقبت مستمر، مدیریت سلامت در سطح جامعه و ساز و کارهای ارائه خدمت در سطح اول نظام سلامت است.
در واقع دانشجویان علوم پزشکی در این مراکز با موضوعاتی مانند مراقبت مستمر، پیشگیری، آموزش سلامت، سلامت جامعه، بیماری های مزمن، کار تیمی، نظام ارجاع و … آشنا میشوند.
از این رو، ماهیت این مراکز بیش از آنکه درمان محور باشد، جامعه محور و مبتنی بر مراقبت های اولیه است.
تجربه سازمان جهانی بهداشت
سازمان جهانی بهداشت طی سال های اخیر بارها بر نقش محوری مراقبت های اولیه سلامت تأکید کرده است. بیانیه اجلاس آستانه (آلماتا 2018)، مراقبت های اولیه را ستون اصلی دستیابی به پوشش همگانی سلامت معرفی میکند.
WHO معتقد است:
آموزش باید در جامعه انجام شود، یادگیری باید مبتنی بر نیاز مردم باشد، ارائه دهندگان مراقبت های اولیه باید در آموزش مشارکت داشته باشند و آموزش و ارائه خدمت باید ادغام شوند. تمام این اصول با اهداف مراکز خدمات جامع سلامت آموزشی همراستا هستند.
دیدگاه انجمن جهانی پزشکان خانواده (WONCA)
WONCA پزشک خانواده را صرفاً یک پزشک درمانگر نمی داند، بلکه او را رهبر تیم سلامت و آموزش دهنده اصلی در سطح مراقبت های اولیه معرفی میکند.
اسناد آموزشی WONCA بر موارد زیر تأکید دارند:
آموزش در بستر جامعه، آموزش مبتنی بر خانواده، مراقبت مستمر، یادگیری در محیط واقعی و رهبری پزشکان خانواده در آموزش مراقبتهای اولیه.
تجربه کشورهای مختلف جهان
کانادا
در کانادا، دانشکده های پزشکی از طریق دپارتمان های پزشکی خانواده، برنامه های Community-Based Medical Education را اداره می کنند. بسیاری از مدیران این برنامه ها از میان افرادی انتخاب می شوند که تجربه گسترده ای در مراقبت های اولیه و ارائه خدمات در سطح اول دارند.
بریتانیا
در بریتانیا، آموزش جامعه محور در مراکز General Practice انجام میشود و ارائه دهندگان خدمات سطح اول نقش اصلی را در هدایت آموزش بر عهده دارند.
استرالیا
برنامه های Rural Clinical Schools و Community-Based Education عمدتاً توسط صاحب نظران و مدیرانی با تجربه عملی در مراقبت های اولیه مدیریت میشوند.
هلند
در هلند، دپارتمان های پزشکی خانواده دانشگاه ها، مسئول بخش قابل توجهی از آموزش دانشجویان در سطح اول خدمات هستند.
کشورهای اسکاندیناوی
در سوئد، نروژ و دانمارک نیز آموزش مراقبت های اولیه عمدتاً در بستر خدمات سطح اول و با مشارکت فعال متخصصان این حوزه انجام میشود.
اصل جهانی «تناسب تخصص و مسئولیت»
یکی از اصول پذیرفته شده مدیریت منابع انسانی، اصل «تناسب شغل و شاغل» است. مطالعات نشان داده اند که انطباق تخصص و مسئولیت موجب افزایش اثربخشی مدیریتی، ارتقای کیفیت تصمیم گیری، افزایش مقبولیت حرفه ای، کاهش تعارضات سازمانی و تسریع اجرای برنامه ها میشود.
چرا تجربه صف تا ستاد اهمیت دارد؟
یکی از چالشهای مزمن نظام سلامت ایران فاصله میان صف و ستاد است.
مدیری که: در مراکز خدمات جامع سلامت فعالیت کرده باشد، با نظام شبکه آشنا باشد، تجربه مستقیم در ارائه خدمات سلامت فردی و جامعه محور در سطح اول داشته باشد، در سطوح اجرایی و ستادی فعالیت کرده باشد؛ شناخت عمیق تری از واقعیت های نظام سلامت خواهد داشت.
تجربه «صف تا ستاد» موجب میشود سیاست ها عملیاتی تر شوند و فاصله میان تصمیم گیری و اجرا کاهش یابد.
بازخوانی اسناد وزارت بهداشت
ابلاغ رسمی وزارت بهداشت تأکید میکند که این مراکز باید در توسعه مهارت های مورد نیاز استقرار پزشکی خانواده نقش ایفا کنند.
همچنین در حکم مسئول برنامه توسعه مراکز خدمات جامع سلامت آموزشی، بر آموزش های مبتنی بر جامعه و پاسخگو تأکید شده است.
این دو سند نشان می دهند که ماهیت برنامه بر دو رکن اساسی استوار است:
مراقبت های اولیه سلامت و آموزش جامعه محور.
چه کسانی مناسب ترین متولی برای اجرای این برنامه هستند؟
بررسی تجربه کشورهای مختلف نشان می دهد که در بسیاری از نظام های سلامت، راهبری برنامه های آموزش مبتنی بر جامعه معمولاً به افرادی سپرده می شود که علاوه بر طی نمودن صف تا ستاد؛ تجربه مستقیم و مستمر در حوزه مراقبت های اولیه سلامت، نظام شبکه و ارائه خدمات جامع سلامت در سطح اول را نیز دارا هستند.
به نظر میرسد موفقیت این برنامه ملی بیش از هر چیز به بهره گیری از مدیران و کارشناسانی وابسته است که مجموعه ای از شایستگی های زیر را به صورت توأمان دارا باشند:
برخورداری از دانش تخصصی و تجربه عملی در حوزه مراقبت های اولیه سلامت و ارائه خدمات جامع سلامت در سطح اول نظام سلامت؛
تجربه فعالیت در مراکز خدمات جامع سلامت؛
آشنایی عمیق با نظام شبکه و نظام ارجاع؛
شناخت آموزش جامعه محور؛
سابقه حضور در سطوح اجرایی (صف) و سیاست گذاری یا مدیریتی (ستاد)؛
توانایی ایجاد پیوند مؤثر میان آموزش و ارائه خدمت.
این موضوع به معنای نفی ارزش سایر رشته های علوم پزشکی نیست؛ بلکه تأکید بر اصل شایسته سالاری، بهره گیری از تجارب مرتبط و تناسب تخصص با مأموریت است.
پیشنهادهای سیاستگذاری
۱. تشکیل شورای ملی تکمیل و توسعه مراکز خدمات جامع سلامت آموزشی با حضور صاحب نظران حوزه مراقبت های اولیه سلامت و پزشکی خانواده.
۲. استفاده از ظرفیت انجمن های علمی مرتبط و نهادهای تخصصی فعال در حوزه مراقبت های اولیه سلامت و نظام شبکه.
۳. مشارکت فعال متخصصان و صاحب نظران حوزه مراقبت های اولیه و پزشکی خانواده در سیاست گذاری برنامه.
۴. طراحی شاخص های ارزیابی مبتنی بر سلامت جامعه.
۵. ایجاد ساختار مشترک میان معاونت آموزشی و معاونت بهداشت و معاونت درمان.
۶. واگذاری مدیریت این برنامه به مدیران و کارشناسانی که فعالیت در هر دو سطح صف و ستاد را داشته و تخصص پزشکی خانواده را نیز توامان داشته باشند.
توسعه مراکز خدمات جامع سلامت آموزشی یکی از مهمترین فرصت های تحول آموزش علوم پزشکی کشور محسوب میشود. اما موفقیت این برنامه تنها به تدوین آیین نامه ها وابسته نیست، بلکه به کیفیت حکمرانی، شایسته سالاری، تناسب تخصص و مسئولیت و استفاده از تجربه های میدانی نیز وابسته است.
تجربه جهانی نشان میدهد هرچه میان مأموریت برنامه و پیشینه حرفه ای مدیران آن تناسب بیشتری وجود داشته باشد، احتمال موفقیت برنامه نیز افزایش خواهد یافت. از این رو، بهره گیری از افرادی که علاوه بر دانش تخصصی، تجربه عملی و مستمر در مراقبت های اولیه سلامت، نظام شبکه و سطوح مختلف ارائه خدمت را دارا هستند، می تواند احتمال موفقیت این برنامه ملی را افزایش دهد.
شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که در کنار ساختارهای اداری، «شایستگی حرفه ای»، «تجربه میدانی» و «شناخت واقعی از نظام سلامت» به عنوان مهمترین معیارهای حکمرانی مراکز خدمات جامع سلامت آموزشی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.


نظر شما